جمعه 27 مهر 1397
الجمعة 9 صفر 1440
|
Oct 19 2018
|


                                                  

محرومیت؛ تنها سهم شهرستانی ها از فوتبال دولتی!  

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

کم لطفی آشکار دولت و وزارت ورزش بر فوتبال شهرستانی تنها شامل اعطای بودجه های کلان ۳۰، ۴۰ میلیاردی سالانه به این باشگاه های تهرانی نیست، در کنار اینها ستم مضاعفی که بر تیم های شهرستانی روا می دارند، این است که پیگیر رفع و رجوع تمامی تخلفات و محرومیت های این دو باشگاه نیز می شوند.


آذرقلم: جدایی فوتبال از سیاست و در حالت کلی از بخش دولتی، یکی از دغدغه های اصلی فیفا و جوامع بین المللی فوتبال است. از فوتبال به عنوان سفیر صلح و آشتی بین ملت ها و کشورهای مختلف یاد می کنند و هر گونه دخالت دولتها در امور جاری فوتبال را نهی و نفی کرده اند. فیفا در این راستا قوانینی نیز وضع کرده است که در صورت دخالت دولت در امور جاری فدراسیون ها من جمله انتخابات رئیس و عوامل اجرایی فدراسیونهای عضو، فوتبال آن کشور را از حضور در مسابقات رسمی باز داشته و به تعلیق آن می پردازد.
البته بماند که برخی از نهادهای انضباطی فیفا و کشورهایی که شعار جدایی فوتبال از سیاست را سر می دهند، خود گاها اسیر سیاست ورزی شده و به نوشته های صلح آمیز بازیکنان بر روی پیراهنشان، محرومیت و جریمه های سنگینی در نظر می گیرند.


ریشه فوتبال دولتی و سیاسی در ایران را می توان در دو تیم سرخابی تهران پیدا کرد. وزارت ورزشی که متولی این دو باشگاه است، بیشترین حمایت و اتخاذ تصمیم در این دو تیم را بر عهده دارد. انتخاب مدیران غیر فوتبالی توسط وزارت، بارزترین نمونه دخالت دولت در فوتبال این مملکت است.


از سوی دیگر اعمال نظر بر انتخابات فدراسیون و عدم نظارت بر عملکرد و گاها حمایت از رؤسای انتخابی و سازش با تخلفات آشکار فدراسیون در حوزه های مختلف دلیل دیگری بر دولتی بودن فوتبال در ایران است.


اخیرا خبر رسیده است که تیم دیپلماسی کشور که پس از حضور نافرجام در برجام، حوزه قابل مذاکره ای پیدا نکرده است، قرار است تخلفات باشگاه دولتی و بازیکن متخلفش را با همتایان ترکیه ای خود مورد بحث و مذاکره قرار دهند تا شاید این محرومیت و تخلف پرسپولیس نیز همچون سایر تخلفاتش ماست مالی شود.
به عبارتی دیگر، در کنار تمامی رانت و سهمیه غیرقانونی آشکار دولت و فدراسیون به تیم های تهرانی که شامل اعطای بودجه کلان به این دو تیم و پخش زنده و برنامه ویژه تلویزیونی است، قرار است تخلفات این دو باشگاه را نیز که ماحصل مدیریت غیر فوتبالی ها بر این دو مجموعه است، ماست مالی کنند.

>پس از رفع و رجوع بدهی انباشته این دو تیم و ممانعت از حذف این دو باشگاه از رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا که با عنایت ویژه دولت و از جیب مردم و بیت المال تأمین شد، این بار دستگاه دیپلماسی ( یعنی وزارت خارجه ) قرار است که موضوع مهم و حیاتی کشور یعنی تخلف و اختلاس باشگاه و بازیکن تهرانی را مورد مذاکره قرار دهند تا مبادا شیشه عمر دو قطبی فوتبال ایران ترک بردارد.
حال سوالی که بایستی از دولت و وزارت ورزش و فدراسیون و نهادهای وابسته آن پرسید، این است که سهم شهرستانی ها از ورود دولت به حوزه فوتبال چیست؟! کدام تیم شهرستانی را از سقوط نجات داده اید؟ در برابر محرومیت کدام باشگاه شهرستانی عکس العملی نشان داده اید که این چنین برای دردانه های پایتخت غش می روید؟!


کم لطفی آشکار دولت و وزارت ورزش بر فوتبال شهرستانی تنها شامل اعطای بودجه های کلان ۳۰، ۴۰ میلیاردی سالانه به این باشگاه های تهرانی نیست، در کنار اینها ستم مضاعفی که بر تیم های شهرستانی روا می دارند، این است که پیگیر رفع و رجوع تمامی تخلفات و محرومیت های این دو باشگاه نیز می شوند.
اینکه چرا وزارت و دولت در موضوع محرومیت تراکتور و بدهی انباشته مدیران غیر متخصص تیم، سکوت اختیار کرده و اجازه محرومیت دادند، شاید مهمترین دلیلش پیگیری همان سیاست دو قطبی سازی فوتبال در ایران است. همان سیاستی که باشگاه های مفتخور تهرانی سالیان سال دنبال کردند و به بهانه هایی چون پخش زنده، تیم ملی، آسیا و… بازیکنان تیم های شهرستانی را اغوا کرده و به تیم هایشان کشاندند و شدند آقای فوتبال ایران!


امروز که این تابوی دوقطبی فوتبال ایران ترک برداشته است، آقایان احساس خطر کرده اند و به همین خاطر فوتبال شهرستانی را فدای فوتبال تهرانی می کنند.
در سوی دیگر باشگاه های خصوصی را داریم که زیر فشار هزینه های جاری باشگاه کمر خم کرده اند که هیچ، بعضا بطور ناجوانمردانه نیز حق فوتبالی شان نیز خورده می شود. غش داور، برنامه ریزی ناعادلانه، برخوردهای قهرآمیز، محرومیت های بیجا، و… مواردی هستند که قوز بالای قوز تیم داری خصوصی شده اند.
در نهایت، سالهاست که همگان شعار جدایی سیاست از فوتبال و عدم حضور ایفای نقش دولت در این ورزش را دارند، ولی راه به جایی نبرده اند. شاید این شعاردهندگان و پیروان آنها، خود بزرگترین دینفع این شعار باشند که به قول معروف ( هایلارین آتیبلار قاباغا )

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.

طراحی و اجرا : آلتین سایت