سه شنبه 29 خرداد 1397
الثلاثاء 6 شوال 1439
|
Jun 19 2018
|


                                                  

تراکتور و وصله ناجور مربی داخلی

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بلاتکلیفی تیم در این ایام پای خیلی ها را به تبریز باز می کند، ترانه می خوانند، چراغ سبز نشان می دهند، کاپشن قرمز می پوشند و یا از هواداران تراکتور و آذربایجان تعریف و تمجید می کنند تا شاید فصل آینده مربی تیم بزرگی مثل تراکتور شوند.

 

  جهانبخش احمدیان

 

آذرقلم: با پایان لیگ هفدهم، باز هم سریال بلاتکلیفی تراکتور آذربایجان مانند سابق کلید خورده است و هر دسته و گروهی در رسانه های وابسته و سکوهای خاص، سازی علم کرده اند که صدای گوشخراش آن کوچه های شهر را گل آلود کرده است.

به گزارش آذرقلم، هر چه قدر که مدیریت یک مجموعه ورزشی بخصوص فوتبال ضعیف و منفعل عمل کند، به همان میزان حواشی ورزشی و غیر ورزشی پیرامون آن مجموعه نیز افزایش می یابد. تراکتور شهر ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و خیلی از افراد فرصت طلب و سودجو، از این نقطه ضعف تیم بهره برده اند و هنوز هم می برند.

بلاتکلیفی تیم در این ایام  پای خیلی ها را به تبریز باز می کند، ترانه می خوانند، چراغ سبز نشان می دهند، کاپشن قرمز می پوشند و یا از هواداران تراکتور و آذربایجان تعریف و تمجید می کنند تا شاید فصل آینده مربی تیم بزرگی مثل تراکتور شوند.

تیم های بزرگ ایران برای فصل آینده تکلیفشان مشخص است و با خارجی ها قرارداد بسته اند، مانده است دو تیم سپاهان و تراکتور که صد در صد سپاهانی سراغ سرمربی خارجی می روند، یعنی مدیرعامل این تیم وعده جذب سرمربی خارجی با کیفیت را داده است.

این وسط می ماند تراکتور و سرمربیان پر ادعایی که دندانشان را برای سرمربیگری در تیم اسم و رسم دار و پر هوادار تیز کرده اند، تیم های مطرح تهرانی که از دست رفته اند، زردپوشان اصفهانی هم تکلیفش مشخص شده است، خوب چه تیمی بهتر از تراکتور که فصل آینده را در این تیم سپری کنند!؟

در این چند وقت اخیر نام های مختلفی برای تراکتورسازی ردیف شده اند که معروفترین آنها فراز کمالوند سرمربی پیشین و امیر قلعه نوئی معروف است. مربیانی که چندین سال با تراکتور بوده اند و علی رغم همه دب دبه و کب کبه شان، نتوانستند کاری پیش ببرند.

واقعیت امر این است که فراز کمالوند نان هوچی گری اش را می خورد و با سخنان عوامفریبانه و تقابل کاذب با عادل فردوسی پور توانسته جایی برای خود در دل هواداران تراکتور باز کند. اما بایستی دقت داشته باشیم که این پروپاگاندای رسانه ای او، عاملی برای موفقیتش نخواهد بود. این سرمربی توان فنی برای برآورده کردن خواسته های تیم که مهمترین آن قهرمان در لیگ برتر است، ندارد. کمالوند سرمربی میانه های جدول است، جایی که باشگاه ها را از سقوط نجات دهد، یا باشگاه هایی مثل گسترش فولاد که بیشتر دنبال بازیکن سازی هستند تا قهرمانی و کسب سهمیه آسیا که عملا در سالهای گذشته شاهد آن بودیم. لیگ شانزدهم گسترش فولاد با آن همه ستاره و امکانات حداقل باید یک سهمیه آسیایی کسب می کرد، ولی نهایتا در میانه های جدول لیگ را به پایان رساند و کمالوند هم با بازیکنانش کوچ کردند.

امیر قلعه نوئی، سرمربی سابق تیم هم نشان داده است که دست کمی از فراز کمالوند ندارد و نمی تواند تیم را به سرمنزل مقصود یعنی قهرمانی لیگ برساند. بالاترین جایگاهی که او کسب کرده است، نائب قهرمانی تیم است که این عنوان هواداران تیم را ارضاء  نمی کند. افزون بر این روابط فوتبالی و غیر فوتبالی قلعه نوئی اجازه کسب چنین عنوانی را نمی دهد. جذب بازیکنان پا به سن گذاشته، یا بازیکنان مطرح یک دهه پیش، تیم های قلعه نوئی را با مشکل مواجه کرده اند.

نقطه مشترک سرمربیانی مثل کمالوند و قلعه نوئی، فرار به جلوی آنها در توجیه شکستها و ناکامی های تیم هایشان است. داوری، فدراسیون، صدا و سیما و… محتوای مشترک این دو سرمربی در  توجیه شکست هایشان است.

در هر حال، مدیریت فعلی و یا آتی تیم بایستی این نکته را مد نظر قرار دهد که تراکتور و سرمربی داخلی، هر کسی که می خواهد باشد، وصله ناجوری هستند که به هیچ وجه کوک نخواهند شد. چنین انتخابی یعنی یک فصل دیگر ناکامی، سردرگمی، ریزش هوادار و نتایجی که آیینه دق هواداران خواهد شد. بد نیست مقایسه ای هم با آمار سرمربیان خارجی سالهای قبل داشته باشند که تیمی با شخصیت قهرمانی ساخته بودند.

 

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.

طراحی و اجرا : آلتین سایت