يكشنبه 25 آذر 1397
الأحد 8 ربيع ثاني 1440
|
Dec 16 2018
|


                                                  

بازسازی ایرانی عراق و سوریه

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 


1- عملکرد وزارتخانه راه و شهرسازی، شهرداری ها، سازمان مدیریت بحران و سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای در مواجهه با بارش برف چند سانتی متری! در استان تهران خود گواه روشنی از اعمال مدیریت کارآمد این عزیزان در کل کشور در طول سال بود.


هر چند طی چند روز گذشته راجع به معضل فوق، قلم فرسایی های زیادی صورت گرفت و نسبت به ناتوانی های سازمان های مذکور انتقادات فراوانی شد، اما آنچه موجب تاکید مجدد بر آن معضل در این مقال شد، توجیهات ناصواب و غیر مسئولانه برخی از مسئولان مبنی بر غافلگیری این عزیزان در مواجهه با بارش نعمت الهی برف بود.
فارغ از روز اول اتفاق که منجر به در راه ماندن هشت ساعته هزاران مسافر فقط در جاده مابین کرمان خودرو جاده مخصوص و شهرستان ملارد شد و نگارنده خود شاهد و گرفتار ماجرا بود، استمرار چندروزه بی کفایتی آقایان در برفروبی جاده ها و خیابان ها را چگونه می توان توجیه نمود؟ شاید ساعات اولیه نهایتا روز اول عدم رسیدگی به وضعیت جاده ها و عدم نجات در راه ماندگان را بتوان با بهانه غافلگیری برخی از آقایان توجیه کرد، اما به هیچ وجه نمی توان سوء مدیریت روزهای دوم، سوم و چهارم مسئولان ذیربط را به حساب غافلگیری آنان گذاشت!
پیش از این آقایان، عملکردشان در حوزه«راه» را یکی از افتخارات کارنامه خویش در پاسخ به عدم کارآمدی شان در ساماندهی اوضاع راکد مسکن طی پنج سال گذشته، عدم بازسازی بافت های فرسوده شهری طبق برنامه، عدم مقاوم سازی ساختمان ها که اخیرا در زلزله کرمانشاه منجر به ریزش بیمارستان نوساز شد و ده ها مورد اینچنینی، به رخ می کشیدند. همچنین این دوستان با آمار و ارقام غیرواقعی از کارنامه درخشان – به زعم خود- در بخش راه سخن ها می راندند و اتفاقا علت تمرکز وزارتخانه بر بخش «راه» را نیز اشباع بخش مسکن از نیاز عنوان می کردند، اما اکنون ناکارآمدی آقایان در مقابله با برف در بخش راه به خوبی نشان داد که در این حوزه نیز «سخن سرای» قابلی هستند!


2- کشور کویت برگزار کننده کنفرانس بین المللی با حضور 950 شرکت بین المللی جهت سرمایه گذاری در کشور عراق است. بنابر اعلام شورای عالی سرمایه گذاری عراق مسئولان و مقامات کشورها و نمایندگانی از بانک جهانی و اتحادیه اروپا در این کنفرانس حضور خواهند یافت. شاید باورش سخت باشد، اما صادقانه می گویم تاثر نگارنده از شنیدن خبر میزبانی کویت برای سرمایه گذاری در عراق اگر بیشتر از تاثر نسبت به ناکارآمدی مدیران داخلی در مواجهه با برف نباشد قطعا کمتر از آن نبود.
ایران طی 14 سال جنگ و مبارزه با تروریسم نه فقط در پشت سر بلکه همواره در کنار کشور عراق بوده و هنوز هم هست، اما چرا میزبانی 950 شرکت بین المللی برای سرمایه گذاری در عراق را کشور کویت عهده دار می شود؟ مگر سهم ایران در عراق فقط حضور در جبهه های جنگ و مبارزه با تروریسم است و بس؟!
ارایه طرح بازسازی و عمران عراق توسط ایران به این کشور، آیا سخت تر از جنگ با تروریسمی مثل داعش بود و است که نه تنها در شهرها و خانه ها بلکه در ایدئولوژی مردم اهل سنت این کشور نیز رسوخ کرده بود، اما ایران و ایرانی با نفوذ دقیق تر و عمیق تر از داعش، از خود اهل تسنن وطن دوست، علیه داعشی ها استفاده کرد و تروریست ها را از کشور عراق بیرون راند؟
اکنون که ادعا می شود نیاز داخلی به مسکن به علت وجود بیش از دو و نیم واحد مسکونی خالی اشباع شده است و به تبع امکان تحریک ساخت و ساز از راه ارایه تسهیلات به بخش مسکن بنا به دلایلی فراهم نیست، آیا وقت آن نرسیده است که آقایان برای جامعه بالای 500 هزار نفری مهندسان، پیمانکاران و انبوه سازان آواره در کویر رکود صنعت ساختمان بدون بازار داخلی، بازار خارجی مانند عراق را دست و پا کنند؟


چرا پایان حکومت داعش در کشور سوریه توسط غیورمردان ایران اعلام می شود اما برای حضور در عرصه سازندگی این کشور، آمریکا، آلمان و دیگرکشورهای اروپایی گوی سبقت را از ایران می ربایند؟
نگارنده سه سال پیش در همین ستون از ضرورت حضور ایران در ساخت و ساز سوریه با عنوان«ایران چرا سوریه را نسازد؟» مطلب نوشت، اما به یاد ضرب المثل معروف«گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ...»، البته آنچه هرگز به جایی نرسد، فریاد سوخته دلان خواهد بود!


اما، آیا ما واقعا ناتوانیم؟
پاسخ به این سئوال را اگر بخواهیم از میان نوع مدیریت مدیران ناتوان در برف روبی بجوییم البته که جواب«مثبت» یعنی«ما ناتوانیم» خواهد بود، چرا که با مدیریت آقایانی که نتوانستند یا نخواستند «مسکن» یا «راه» داخلی را در شرایط عادی حداکثر با چند سانتی متر برف ساماندهی کنند قطعا نخواهیم توانست سازندگی در عراق و سوریه را نیز مدیریت کنیم و نمونه این ناتوانی ها را به وفور در امور داخلی محوله به آقایان دیده ایم.

 

اما اگر از منظر حضور مقتدرانه در مبارزه با تروریست در عراق و سوریه به قضیه نگاه کنیم و بخواهیم به سئوال« آیا ما واقعا ناتوانیم؟» جواب دهیم، بالعکس جواب «ما می توانیم» است و کل دنیا هم به این توانمندی و اقتدار ایران اقرار و اعتراف کرده اند.
بنابر این، اکنون که از یک سو توانمندی حضور مقتدرانه و بلامنازع ایران در عرصه های مختلف جهانی وجود دارد و در مقابل، عدم موفقیت های متعدد و متنوع در عرصه داخلی برخی از آقایان به علت سوء مدیریت های مکرر آنان، منابع و منافع ملی کشور را بیش از پیش حیف و میل می نماید؛ 1- چه اصراری به ادامه خدمت توام با ضرر و زیان این عزیزان وجود دارد؟ 2- چرا از مدیریت ایرانی از نوع پایان دهنده به حکومت داعش در کنار سازندگان و پیمانکاران داخلی برای سازندگی عراق و سوریه استفاده نمی شود تا هم بازاری برای فروش مصالح و تولید داخلی و هم بستر اشتغال برای نیروی کار مهندسی در خارج از کشور فراهم شود؟

 


سرمقاله /// شماره 328 /// قادر نصیری ترزنق، مدیر مسئول پیام ساختمان

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.

طراحی و اجرا : آلتین سایت