يكشنبه 29 مهر 1397
الأحد 11 صفر 1440
|
Oct 21 2018
|


                                                  

با درس گرفتن از تاریخ پر فراز خلخال می توانیم باعت رونق و توسعه خلخال شویم

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

باتوجه به مطالبات مردم خلخال برخی مسئولین در پیرامون توسعه زیرساختهای ارتباطی تلاشهایی می کنند، در خصوص سایر پارامترهای توسعه از قبیل حفظ و توسعه منابع طبیعی، منابع انسانی و حفظ و حراست از گستره خلخال (جنوب استان اردبیل) مطالبات مردمی به طور جد به چشم نمیخورد، لذا با یادآوری برخی رویدادهای تاریخی، نگاه مردم و مسئولین را به این دست از پارامترهای توسعه پایدار جلب می کنیم.

 

نگاهی به نهادینه شدن فرهنگ مدیریتی و سطح مطالبه مردم

به سبک مسئولین و مردم دوران قاجاریه در خلخال

 

 

 

درس عبرت از دوران قاجار

علل توسعه هر منطقه ای توجه به زیرساختها، منابع انسانی، منابع طبیعی، توسعه صنایع، ارتباطات و مواردی از این قبیل میباشد.

باتوجه به مطالبات مردم خلخال خوشبختانه بعداز 40 سال برخی مسئولین در پیرامون توسعه زیرساختهای ارتباطی تلاشهای می کنند، در خصوص سایر پارامترهای توسعه از قبیل حفظ و توسعه منابع طبیعی، منابع انسانی و حفظ حراست از گستر خلخال (جنوب استان اردبیل) مطالبات مردمی به طور جد به چشم نمیخورد.

لذا در اینجا سعی شده با یادآوری برخی رویدادهای تاریخی، نگاه مردم و مسئولین به این دست از پارامترهای توسعه پایدار جلب شود.

مدتی است که صحبتها در پیرامون توجه به روستاها و علل مهاجرت روستانشینان و همچنین جایگاه و نقش ویژه روستا در توسعه و رونق اقتصادی موجب دلگرمی مردم خلخال، خصوصا روستانشینان سخت کوش شده است .

وقتی به گذشته نچندان دور خلخال نگاه میکنیم شاهد فرازو نشیبهای بسیاری هستیم که در این بین کم توجهی و بی مهری با روستاها، صدمات و خسارات سنگینی را بر خلخال وارد آورده که شاید برای جبران آن سالها و یا قرنها زمان لازم باشد.

و قتی از عدم توسعه خلخال، کاهش جمعیت (رشد 5%- جمعیت)، عدم رونق اقتصادی،عدم شهریت مناسب در نقاط شهری، پس رفت خلخال (جنوب استان اردبیل) و هزاران مشکل دیگر که سخن می گوییم به جرات میتوان گفت ناشی از نگاه نامهربان مسئولین به روستاها بوده است.

نگاه که در آن شاید کمی توجه به امکانات رفاهی، بهداشتی، راه های ارتباطی مناسب، تسهیل طرق امرار معاش و کسب روزی حلال کم دردسر، عدم سختگیری های به دور از منطق در فعالیتهای کشاورزی و دامداری می بود، در حال حاظر جنوب استان اردبیل از جایگاه متفاوت تری برخوردار بود و به جای سخن از کاهش جمعیت 155هزار نفری خلخال قبل از سال 1355 و تحقیر شدن از این باب، در اندیشه گشودن دروازه های دیگری از امکانات و تکنولوژی های جدید به منطقه مان بودیم

باتوجه به نقشه های آمده در ذیل نیم نگاهی به بخشی از تاریخِ جغرافیای پرفرازو نشیب خلخال خواهیم داشت تا به اوج نامهربانی های مسئولین گذشته، با خلخال و مردمانش پی ببریم.

 

(نقشه های تقسیمات سیاسی ایران و خلخال در یک قرن گذشته)

در این نقشه بخشی از تقسیمات سیاسی ایران را میبینیم(شماره یک)

نقشه شماره دو

بزرگ شده نقشه منطقه خلخال از نقشه شماره یک

 

 

 

تصویر فوق محدوده خلخال را در گذشته نه چندان دور نشان میدهد.وقتی در تاریخ سخنی از خلخال به میان می آید منظور این محدوده است

طبق این نقشه خلخال از شمال به اردبیل و سراب از غرب به میانه از جنوب به آب بر و زنجان و ماه نشان از شرق به تالش و فومن محدود میشود.

در این نقشه دلیل هم مرز بودن خلخال با شهرهای اطرافش، پهناوری سایر شهرستانها نیست بلکه وسعت و بزرگی خلخال را نشان میدهد که گواه این موضوع از نزدیکی شهرهای سراب-اردبیل-زنجان به مرزهای خلخال پیداست. (نقشه شماره یک)

در نقشه های بعداز سال 1321 مشاهده میشود، قسمتهای مهمی از خلخال در نزدیکی مرز سراب و اردبیل از خلخال جدا و به شهرهای اردبیل، سراب و میانه واگذار شده اند.

 

نقشه ایران و خلخال در سال 1321 (نقشه شماره سه)

نقشه صفحه قبل خلخال را در سال 1321 نشان می دهد که بخش های وسیعی از خلخال را، قطعا به دلیل بی کفایتی مسئولین وقت خلخال و عدم آگاهی مردم از اهمیت موضوع، در کمال بی مهری از سرزمین مادری خود، خلخال جدا کرده اند.

 

 

نقشه ایران و خلخال در سال 1335 (نقشه شماره چهار)

 

به جنوب خلخال در نقشه توجه شود، گستردگی و نفوذ محدوده خلخال را در استان زنجان نشان میدهد که بسیاری از روستاهای در حال حاظر زنجان در محدوده سرزمین خلخال بوده است.

 

 

نقشه ذیل تقسیمات سال 1345 را نشان می دهد.

 

 

نقشه ایران و خلخال در سال 1345 (نقشه شماره پنج)

در این نقشه همانطور که مشاهده می کنید با ارتقا زنجان به فرماداری کل علاوه بر روستاهای قبلی تعداد زیادی از روستاهای جنوبی دیگر خلخال به استان زنجان واگذار شده است.

همچنین در نقشه سال 1345 مشاهده می شود بخش کاغذکنان را نیز از خلخال جدا و به میانه واگذار کرده اند و در شمالِ خلخال تعداد دیگری از روستاها، از خلخال جدا و در محدوده اردبیل (شهرستانهای نیر و هیر) قرار گرفته است.

و بازهم در کمال بی تفاوتی مسئولینِ وقت و سکوت مردم آن زمان که نشان از عدم آگاهی و عدم مطالبه گریشان بوده، بار دیگر شاهد کوچکتر شدن سرزمین خلخال شده ایم.

 

 

 

نقشه ایران و خلخال (نقشه شماره شش)

تصویر فوق نقشه ایران را در دوران انقلاب سفید نشان میدهد که اواخر حکومت شاهنشاهی نیز میباشد.

 

 

در نقشه بالا که بعداز سال 1345 را نشان میدهد، دوباره بخشی از خلخال که تعداد زیادی از روستاهای بخش کاغذکنان را شامل می شده به خلخال بازگردانده شده که اینکار یک دل و یک صدا شدن مردم این دیار برای پیشرفت را نوید میداد.

 

 

نقشه ایران و خلخال (نقشه شماره هفت)

نقشه ایران بعداز انقلاب شکوهمند اسلامی بعد از سال 1357 را نشان میدهد.

به نقشه خلخال توجه شود .

 

 

بعد از بازگرداندن کاغذکنان به هویت تاریخی و فرهنگی خود، سرزمین خلخال، امیدهای در دل مردمان این سامان جهت یک صدا و یک دل شدن برای مطالبه حقوق و احقاق خواسته های خود روشن شده بود که در سال 1359 به دلیل نبود فقط یک پل بر روی رودخانه قزل اوزن دوباره بخش کاغذکنان را از خلخال جدا و به میانه و تعداد دیگری از روستاهای آن را به زنجان واگذار کردند.تا دوباره شاهد تجزیه و کوچک شدن سرزمین خلخال باشیم .

همه اینها تنها گذری کوتاه بر بخش کوچکی از تاریخ پرفرازو نشیب جغرافیای خلخال بود که در آن نمونه ای از بی مهری ها و ظلم های که در طول تاریخ در حق خلخال و مردم خلخال روا داشته شده مطالعه کردیم.

البته با کمی تامل در گذشته می توان این بی مهری ها را در حق خلخال به پای بی کفایتی مسئولینِ گذشته گذاشت که تاریخ هم اکنون درباره آنها به قضاوت نشسته. اشخاصی که نتوانسته اند از حقوق خلخال آنطور که شایسته است دفاع کنند و به جای گرفتن امتیازات لازم از دولت به دلیل پتانسیل بزرگی و گستردگی وسعت خاکی خلخال جهت توسعه امکانات و ارتباطات بین نقاط مختلف شهرستان و کشور، خیلی راحت باموافقت خود جهت واگذاری مناطق دوراز مرکز خلخال، به جای حل مسئله صورت مسئله را پاک نموده اند.

همچنین این اتفاقات نشان از عدم اطلاع مردم و نا آگاهی به مسایل روز اطرافشان بوده که اصطلاحا میتوان گفت چشم و گوش بسته بودن و یا شاید هم دلیل بی تفاوتی مردم در آن زمان این بوده که حتی فکرش را هم نمیکردند که با شروع روند جدا سازی و واگذاری چند روستا، روزی وسعت خاکی و منابع انسانی خلخال تا این حد تحلیل رود. و یا زمانی این دو مبحث به این اندازه از عوامل تاثیرگذار در رشد و توسعه هر منطقه بدل شود.

به هر حال  این روی دادها بخشی از واقعیتهای تاریخ انکار ناپذیر خلخال، مسئولین و مردمان آن می باشد که در تاریخ ثبت شده و ما به عنوان وراث آنان حق قضاوت و مطالعه گذشتکان را برای خود قائلیم، اما در عین حال نباید فراموش شود که آیندگان نیز در انتظار ما هستند تا عملکردمان را در تاریخ مطالعه و مورد نقد و بررسی و قضاوت قرار دهند.

لذا عدم تکرار اشتباهات گذشتگان خلخال چه از مردم و چه از مسئولین، مطالبه گر بودن و آگاهی مردمان به رویدادهای روز و تاثیرات آن بر آینده خود و فرزندانشان و همچنین شجاع و دلسوز و آینده نگر بودن مسئولینمان را می طلبد. انشاا...

در حال حاظر مردمان بخش های از خلخال بزرگ با مشکلات و درگیری های مواجه هستند که این دغدغه ها باعث ضعف اقتصادی و مهاجرت اهالی آن مناطق شده است

همانطور که میدانید طبق اعلام رسمی برخی مسئولین خلخال اراضی تحت تصرف منابع طبیعی و مناطق تحت کنترل محیط زیست از میانگین کشوری بسیار بالا بوده و %37 کل وسعت خلخال را دربر می گیرد این در حالی است که در بیشتر موارد زمینهای در دست منابع طبیعی که از روستائیان گرفته شده  واقعا ارزش تملک منابع طبیعی را نداشته، زیرا در بیشتر موارد این اراضی، زمینهای کشاورزی قابل کشتی بوده که به خاطر خشکسالی و عدم دریافت خدمات مناسب از سوی دولت، توسط روستائیان چند سالی رها شده و منابع طبیعی تصرف کرده است.

تنها چیزی که از این سختگیرهای مسئولینِ منابع طبیعی و محیط زیستِ خلخال عاید منطقه شده ضعف اقتصادی روستائیان و مهاجرت آن عزیزان به سایر شهرهاست و استمرار این اتفاق نیز کاهش جمعیت، ضعف و رکود اقتصادی خلخال را در پی داشته که به روند کوچکتر شدن و ضعفِ خلخال شتاب بیشتر داده است.

این شدت از بی مهری و سخت گیری به دور از منطق برخی نهادها و ادارات شهرستانی و استانی درحالی اتفاق می افتد که مناطق جنگلی و مراتع سرسبز و مستعد حفاظت از طریق ادارات مربوطه ازجمله فرمانداری منابع طبیعی و محیط زیست خلخال توسط برخی عشایر و کوچک نشینان در حال ازبین رفتن و تخریب صد در صدی است.و جالب اینجاست با همه سختگیریها به روستائیان خلخال توسط ادارات مربوطه، این ارگانها دولتی چشم خود را به مناطق در حال تخریب بسته اند و از هرگونه دخالت برای نگهداری و حراستِ جنگلها و مراتع خلخال چشم پوشی میکنند

جدای از اینکه چشم پوشی مسئولین استان اردبیل به جنگلها، مراتع و ییلاقات خلخال در نزدیک مرز استان گیلان باعث بسیاری از درگیریها میان عشایر استان گیلان با روستائیان و دامداران در خلخال شده، هم وطنان عشایر گیلانی با استفاده از این خلاء نظارتی و مدیریتی مسئولین خلخال و استان اردبیل با چرا خارج از کنترل احشام، ساخت و سازهای غیر اصولی و بی رویه در مراتع و جنگلهای خلخال باعث تخریب جنگل، فرسایش زمین، نابودی و از بین رفتن این مناطق از استان شده اند. با این روندِنابودی زمین و از بین رفتن پوشش گیاهی درآینده شاهد سیل در فصول بارندگی و بروز گردو غبار در مواقع طوفانی در منطقه خواهیم بود که درنهایت با نابودی گونه های گیاهی و حیات وحش منجر به برهم زدن اکوسیستم شهرستان خواهد شد.

همچنین به دلیل عدم نظارت بر فعالیت عشایر گیلانی ساکن در مراتع و جنگلهای خلخال و عدم دریافت هیچگونه مالیات برساخت وسازها و استفاده از چراگاه ها، علاوه بر تشویق این قشراز جامعه به تخریب هرچه بیشتر طبیعت، باعث رونق اقتصادی عشایر شده و از سوی دیگر با درگیری این افراد با روستائیان همجوار، مانع ورود احشام دامداران روستائی به چراگاههای خلخال می شوند.

این درگیری ها علاوه بر سخت گیری های اداراتی همچون منابع طبیعی و محیط زیست به روستائیان و همچنین چشم پوشی ادارات مربوطه از فعالیتهای تخریبی عشایر گیلانی در داخل خلخال، باعث مضاعف شدن مشکلات روستائیان جهت گذران زندگی شده و ازطرفی منجر به جسارت دوچندان عشایرفصلی در تخریب محیط زیستِ روستائیان شده است.

نتیجه این رفتارها موجبات فقر و رکود اقتصادی روستائیان، نابودی منابع طبیعی و محیط زیست خلخال را فراهم آورده است تا جای که روستائیان زحمت کش فرار را از محل زندگیشان بر قرار ترجیح داده و از این دیار مهاجرت میکنند.

نتیجه این مهاجرتها طبق آمارهای مختلف ارائه شده تخلیه و خالی از سکنه شدن ده ها روستای خلخال می باشد.

 

در زیر تعدادی از ییلاقات خلخال را که عشایر گیلانی در آنها ساکن هستند آورده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در این مناطق هیچ گونه نظارت، کنترل و یا رسیدگی بر ساخت و سازهای غیراصولی و تخریب جنگلها و مراتع توسط عشایر از سوی ادارات مربوط خلخال صورت نگرفته و این جمعیت نچندان کوچک ساکن فصلی در خلخال به حال خود رها شده اند.

جا دارد مسئولین کمی عمیق تر بی اندیشند. حفظ و حراست از مراتع و جنگلها طبیعی برای توسعه و رونق اقتصادی منطقه و نهایتا رفاه حال مردمان آن منطقه می باشد نه برای فراری دادن آن مردم و نه برای ورود کسانی که باعث تخریب منابع طبیعی و محیط زیست میشوند

در بسیاری از جاهای ایران هموطنان عشایر در شهرستانها و استانهای مختلف مشغول ییلاق و قشلاق هستند اما هیچگاه مدعی تصاحب و مالکیت آن مناطق به نفع منطقه دیگر نمی باشند و تا زمانی که در محدوده شهرستانی مشغول گذران دوران ییلاق یا قشلاق هستند در همه امورات اداری و غیره اداری تابع فرمانداری، استانداری و ادارات مربوط آن شهرستان و استانی که موقتا بصورت فصلی سکونت کرده اند، می باشند. حال آنکه این امر در مورد عشایر گیلانی ساکن فصلی در خلخال کاملا برعکس است.

و از همه تاسف انگیزتر عدم انجام وظیفه برخی مسئولین استانی و شهرستانی اردبیل و خلخال در این مورد است. گویا چشم پوشی و سکوت مردم و مسئولین در مقابل چپاول حقوق مردم و به غارت بردن منابع و استعدادهای خلخال جزئی از فرهنگ مدیریتی مسئولین خلخال شده است، عده ای حقابه قزل اوزن را از دشت های خشک وتشنه خلخال، از جلوی چشم کشاورزان چشم به آسمان دوختهِ منتظرِباران به یغما میبرند کسی دم نمی زند. عده ای روستاها و منابع انسانی و طبیعی را متصرف میشوند درکمال ناباوری با بی تفاوت ترین رفتارها از سوی مسئولین برخورد میکنیم و هزاران مورد دیگر که در تاریخ ثبت و ضبط شده است. اما امروز نیز با مشاهده عدم اقتدار مسئولین و عدم مطالبگری مردم خلخال، افراد دیگری همانند عشایر گیلان (و جدیدا شهرنشینان سایر استانها که جهت ویلاسازی به جنگلها و ییلاقات خلخال می آیند)، با استفاده از این نقاط ضعف موجودِخلخال، به خود اجازه میدهند با تصرف مناطق ییلاقی و جنگلی خلخال علاوه بر تخریب محیط زیست، بار دیگر کوچکتر شدن خلخال را رقم زده و صفحه سیاه دیگری در تاریخ مسئولین خلخال ثبت کنند. و اما صد افسوس که بازهم سکوت مسئولین و عدم مطالبه گری مردم... براستی چه بر سر این مردم و مسئولینشان آمده!؟

از مسئولین انتظار میرود همانطور که با تخریب کلبه ها و ساختمانهای داخل خلخال مانند ازناو و تفرجگاه اندبیل و غیر... قاطعانه رفتار نموده اند، باساخت و سازها و تخریب مراتع و جنگلهای ییلاقات عشایر گیلانی، در محدوده خلخال هم قاطعانه عمل کنند، و هرچه سریع تر از فعالیتهای تخریبی این افراد جلوگیری به عمل آید و مِن بعد با سامان دهی و کنترل مداوم جمعیت عشایرساکن در اراضی منابع طبیعی خلخال از تخریب جنگلها، مراتع خلخال و مشکلاتی ازجمله درگیری با اهالی جلوگیری به عمل آید.

با سرگرم شدن مسئولین محیط زیست و سایر نهادهای مرتبط به مخالفت با معدود سرمایگذاران و فراری دادن این عزیزان از منطقه و چشم پوشیهای  مسئولین خلخال و استان اردبیل به تخریب کنندگان واقعی محیط زیست و افزایش روزافزون بر جمعیت این افراد در ییلاقات خلخال و درگیریهای بسیاری که با سایر روستائیان همجوار دارند و خالی شدن روستاها از سکنه, شاید در تقسیمات سیاسی بعدی ایران نقشه زیر را ببینیم. به نظرتان در این صورت  آیندگان در مورد مردم و مسئولین حال حاظر خلخال و استان اردبیل چه لغاتی را به کار خواهند برد؟

 

 

 

 

منابع :

انتشارات گیتاشناسی سحاب

موسسه گیتاشناسی ایران

مرکز امار

*کلیه نقشه های خلخال توسط سید محسن رحمانی تهیه و طراحی شده است.

 

گردآورنده : سید محسن رحمانی

آبان ماه هزارو سیصد و نودو شش

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.

طراحی و اجرا : آلتین سایت