پنجشنبه 24 آبان 1397
الخميس 7 ربيع أول 1440
|
Nov 15 2018
|


                                                  

دوره گذار رسانه ای

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

وجود نوسانات شدید قیمتی به وجود آمده در واحدهای مسکونی و تجاری کشور و نیز اتفاقات ریز و درشتی که طی چند ماه اخیر در صنعت ساختمان و اقتصاد رخ داده است، اگر ادعا شود که هیچ کدام از آنها اتفاقات مهمی نبوده شاید برای عده ای قابل قبول نباشد و یا حتی به خاطر این نگاه به ظاهر سطحی و عدم توجه به مسایل مهم از نظر آن عده مورد تمسخر قرار گیریم.

 

البته اینکه گفته می شود اتفاقات چند ماه اخیر در حوزه ساختمان چندان مهم نبوده این، به هیچ عنوان به معنای نادیده گرفتن واقعیت های موجود این صنعت و معضلات جامعه مرتبط با ساختمان اعم از مستاجران یا فاقدان سرپناه و واحد مسکونی نیست.

شاید به خاطر نداشتن ارتباط مستقیم با اتفاقات غیرساختمانی جامعه از آنها چندان مطلع نبوده و یا باخبر نباشیم، اما به اقتضای ارتباط همواره با مرتبطان و دست اندرکاران اعم از مسئولان، متولیان، سیاستگذاران یا فعالان ساختمانی، از چند و چون و اتفاقات این حوزه اطلاعات موثق داریم.

به عنوان مثال اگر بخواهم به یک مورد از اطلاع موثق داشتن از اتفاقات صنعت ساختمان اشاره کنم، افزایش نامتعارف معاملات مسکن و به تبع آن، شعله ور شدن قیمت آن ابتدا در در یکی دو منطقه از کلانشهر تهران، سپس سایر مناطق پایتخت و کشور بود. همان طورکه پس از یکی دو ماه اعلام شد ولی از قبل از آن مشخص بود؛

افزایش تعداد معاملات و قیمت مسکن در مناطق مذکور و کشور، نه در اثر افزایش ارزش واقعی ملک یا قیمت آن بر اساس جریان عرضه و تقاضای بازار، بلکه یک فرآیند و جریان کاملا ساختگی از پیش تعین شده بود که در مقطع زمانی خاصی نیز، چون امواج ویرانگر خرابی های غیرقابل جبران از خود بر جای گذاشت، با این تفاوت که این جریان قابل کنترل بود، ولی نشد.

مسایلی بی شمار از این دست مانند عدم نظارت بر اجرای مالیات بر واحدهای مسکونی مازاد، قانون ناقص پیش فروش مسکن، جنگ زرگری نظارت، ناظر و مجری ذیصلاح بین وزارتخانه و نظام مهندسی، سهم خواهی سازمان های حال نذار و به ظاهر مردم نهاد، عدم تامین سامانه املاک و ... در صنعت ساختمان زیاد است و به نظر هم نمی رسد که روزی کم شود،

 

اما با مراجعه به آغاز نوشتار پیش رو، یعنی«چندان مهم نبودن نوسانات قیمت واحدهای مسکونی و اتفاقات ریز و درشت رخ داده در صنعت ساختمان » باید گفت مسایل کلان کشور فراتر از یک یا چند مساله یک بخش مانند صنعت ساختمان است. در حال حاضر آنچه در فضای کشور اتفاق می افتد، خیلی مهمتر از آن است که صرفا در حوزه ساختمان به نوسانات معاملات و افزایش قیمت مسکن منجر می شود و یا در بخش اقتصاد، با افزایش قیمت ارز و طلا سایر اقلام و کالاها را متاثر می کند. البته در اینکه آثار زیانبار ناشی از اتفاقات کلان، ناخواسته دامن ساختمان و اقتصاد را هم خواهد گرفت، تردیدی نیست،

اما نباید اینگونه پنداشته شود که به غیر از مسایل اقتصادی ناشی از جهش قیمت های طلا و ارز، مساله مهمتری وجود ندارد و یا اگر می خواهیم این درد، درمان شود فقط باید به فکر درمان بخش ساختمان و یا اقتصاد بود. نه خیر، اصلا و ابدا با این نگرش نمی توان به اصلاح امور کشور پرداخت. برای درمان درد و یا حل یک مساله، ابتدا باید به سراغ علل آن درد یا عوامل ایجاد آن مساله رفت. تا علل و عوامل ایجاد درد و مساله، شناسایی و به ترتیب اهمیت اولویت بندی نشوند و تا برای برطرف کردن هر کدام از آنها، از میان انواع روش ها و راه حل ها، بهترین و کم هزینه ترین راه حل با نگاه برخاسته از تخصص و خرد جمعی انتخاب نشود،

امکان نسخه پیچی شفابخش نیز فراهم نخواهد شد و نهایتا کار به جایی ختم خواهد شد که در حال حاضر در کشور ما- که نمونه های آن را هم در صنعت ساختمان و هم در حوزه اقتصاد به روشنی مشاهده می کنید-به آنجا رسیده است. اگر بخواهیم به برخی از علل مهم موجد و موجب شرایط فعلی کشور مشخصا در حوزه ساختمان و اقتصاد به ترتیب اولویت اشاره کنیم،

به ضرس قاطع می توان عامل رسانه و شبکه های اجتماعی را یکی از مهمترین عوامل به وجود آورنده شرایط موجود مخصوصا در بخش های مذکور به شمار آورد. البته معرفی صریح رسانه -و به طور صحیح تر شبکه های اجتماعی- به عنوان یکی از عوامل اصلی و دارای اولویت دامن زننده به التهابات و نوسانات بازارهای مختلف، شاید برای برخی از -مخصوصا-همکاران رسانه ای و صاحبنظران اقتصادی غیرقابل قبول حتی جای تعجب داشته باشد، اما نگارنده به عنوان یک کارشناس ارشد در حوزه رسانه و ارتباطات با تمام احترامی که برای همه دیدگاه های مخالف و موافق قایل است،

 

همچنان معتقد است که با توجه به فراوانی شبکه های اجتماعی از یک سو و فراوانی بهره برداران از شبکه های اجتماعی در کشور ما نسبت به کشورهای دیگر از سوی دیگر، عامل اصلی که اکنون در خط مقدم تشویش اذهان عام و خاص قرار گرفته است، رسانه ها و شبکه هایی هستند که غالبا ناخواسته و ناآگاهانه بر آتش جو روانی و ملتهب جامعه می دمند. آمار بالای استفاده 40 میلیون کاربر ایرانی از شبکه های اجتماعی، علیرغم ایجاد شبکه های اجتماعی متعدد وطنی، اگر موید نظر نگارنده نباشد پس چه تحلیلی از حضور این همه کاربر فعال در یک شبکه اجتماعی غیربومی می توان ارایه داد؟

البته شاید نتوان زیاد بر رسانه هایی از جنس شبکه های اجتماعی غیر بومی در ایجاد جو روانی نامناسب و نافی منافع ملی خرده گرفت، چرا که حساب آنها از حساب منافع ملی ما جدا، مشخص و روشن است، اما اگر در پوشش های خبری ناصواب وگزارش های بی پایه و اساس رسانه های داخلی خود با تامل نگاه کنیم و آنچه را که در فضای رسانه های دیداری و شنیداری پخش می شود، منصفانه مورد داوری قرار دهیم، اگر ادعا کنیم نقش و سهم رسانه های خودی در ایجاد بلبشوی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... کمتر از سهم رسانه های غیرخودی نیست، حرف بیراه نزده ایم! البته حساب منتقدان دلسوز از حساب رسانه های خودی و غیر خودی جداست،

ولی بی جهت نگفته اند که «هر سخن جایی و هر نقطه مکانی دارد». بنابراین منتقد دلسوز و حامی منافع ملی نه در پی مطامع جناحی و گروهی هم باید شرایط زمانی و مکانی ابراز دلسوزی منتقدانه خود را دریابد و زمان شناسانه به ابراز نظر بپردازد. مع الوصف، در موقعیت حاضر که از یک سو، دشمنِ ایران و ایرانی کمر بر تضعیف و بلکه نابودی وطن بسته است

 

و از سوی دیگر، با توجه به فراگیری رسانه ها بخصوص شبکه های اجتماعی، می توان گفت جمهوری اسلامی ایران «دوره گذار رسانه ای» را سپری می کند، و ما ناخواسته در این دوره قرار گرفته ایم، بر همه ما -مخصوصا «اصحاب رسانه » لازم و واجب است که با مقدم شمردن منافع ملی بر مسایل جناحی، گروهی، ساختمانی، اقتصادی و ... خویش از انتشار اخبار هیجانی گیشه ای و کلیشه ای دوری جوییم و با به یادآوری مصرع زیبای«میهن خویش را کنیم آباد»در فکر ساختن و آباد کردن خانه بزرگ خود، ایران باشیم تا همواره بخوانیم: آباد باش ای ایران، آزاد باش ای ایران....

 

قادر نصیری ترزنق مدیر مسول پیام ساختمان

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.

طراحی و اجرا : آلتین سایت